|
مجموعه اشعار سوخته
لحظه ای با من باش...
من گذاشتم که یکی با دل من بازی کنه با شکستن دلم،عقدهاشو خالی کنه من گذاشتم تو نذار من گذاشتم که خوشی واسم بشه یه خاطره هی خودم رو گول زدم ،شاید که از یادم بره من گذاشتم تو نذار من گذاشتم که دروغ بشینه جای حرف راست هی میگفتم عاشقه!باور دارم از خود ماست من گذاشتم تو نذار من گذاشتم که رفاقت،آخرش بشه حماقت! آرزو مونده به این دل،ببینه یه کم صداقت من گذاشتم تو نذار
چهارشنبه 21 دی1390 | 10:57 | دلزده |
صدام میلرزه بگم ، دوست دارم ، تو رو میخوام خیسِ عرق میشه تنم ، بازم زمین گیرهِ چشام سختهِ آخه ! چی کار کنم ؟! میبینمت دلم میره اینقدر نگو برو بابا ! زبونهِ خوب ، هی میگیره دو چشم داری خمار و ناز، طعنه نزن ، باهام بساز قربون نازو خنده هات ، یه بار فقط دلو بباز ستاره یِ بختِ منهِ ، که گیرِ تو چشای تو بهم نخند ، چیکار کنم ، دلم میرهِ برای تو از توی خوابِ من نرو، نه تو نذار که صبح بشه تو بیداری هام که نشد ، صاحبِ قلبِ تو بشم ، شاید تو خوابِ من بشه
دوشنبه 5 دی1390 | 14:49 | دلزده |
من تو رو خواستم تو یکی دیگه رو درسته رفتی ولی از دل نرو هنوز دلم یادشه اون نگاهت بیمعرفت نباش،نگاه کن برو دنبال تو بودم و تو سرابم می دیدمت تو رو ولی تو خوابم وقتی رسیدم به تو که یکی بود نبود که این صحنه ها توی خوابم؟!! گذشته ها گذشته و راهی نیست اینجا جای گلایه و زاری نیست قسمت و تقدیر ما این شد عزیز به هم رسیدن ته هر قصه نیست پنجشنبه 3 آذر1390 | 15:0 | دلزده |
روزای پائیز و با تو دوست دارم نم نم بارون و با تو دوست دارم بدون تویی تو تک سوار قلبم لبخند زیبای تو رو دوست دارم تو اومدی بهاره روزگارم بهار قلبمی ،تو رو دوست دارم آغوشتو وا کن برام خیلی زود اون بوسه های گرمتو دوست دارم شنبه 28 آبان1390 | 19:5 | دلزده |
نمیترسم من از فردای بی تو دلم قرصه که تو قلبم تو هستی نمیگریم بری تنهام بذاری بری تنها بمونم باز تو هستی درسته توی قلبت جای من نیست ولی تو قلب من بودی و هستی نمیدونم کجای قصه بد شد که درب قلبتو اینجوری بستی نمیدونم نمیخوامم بدونم بدون تا آخرش تو قلبم هستی پنجشنبه 5 آبان1390 | 16:12 | دلزده |
دلم داغونه داغونه، تو ذهنم جای خالی نیست آره گیجم از این ضربه، نه حقم این نبود،این نیست تو رو کردم پناه خود،واسه روزای بارونی نمیدونستم که این روزا ،خودت سیلابِ بارونی شنبه 23 مهر1390 | 13:26 | دلزده |
سلام به همه ی دوستای عزیزم که تو این مدت تنهام نذاشتن و من و شرمنده محبتاشون کردن.
با عرض پوزش از این غیبت چند ماهه ام که نباید میشد ولی شد! علتشم متاهل شدنم و چند تا دلیل ریز و درشته دیگه اس که بازم معذرت میخوام امیدوارم از این به بعد دیگه بد قولی نکنم و بتونم لحظه های که مهمونه این حقیر هستید رو با حس و حال خوبی سپری کنید. من هم تمام تلاشم رو میکنم که بتونم از تمام پیشنهاد ها و انتقادات هاتون کمال استفاده رو ببرم و رضایت کامل شما رو جلب کنم. دوستدار شما حسین تا بعد....
شنبه 23 مهر1390 | 13:14 | دلزده |
|
||
| .: طراحی قالب وبلاگ : نایت اسکین :. |